فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 68
ماهم اين هفته برون رفت و به چشمم ساليست ، حال هجران تو چه داني که چه مشکل حاليست مردم ديده ز لطف رخ او در رخ او ، عکس خود ديد گمان برد که مشکين خاليست مي چکد شير هنوز از لب همچون شکرش ، گر چه در شيوه گري هر مژه اش قتاليست اي که انگشت نمايي به کرم در همه شهر ، وه که در کار غريبان عجبت اهماليست بعد از اينم نبود شائبه در جوهر فرد ، که دهان تو در اين نکته خوش استدلاليست مژده دادند که بر ما گذري خواهي کرد ، نيت خير مگردان که مبارک فاليست
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
،
حافظ خسته که از ناله تنش چون ناليست
تعبیر:
انتظار شما طولانی شده است اما نا امید نباش زیرا انتظارت به پایان خواهد رسید و به مطلوب خود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 389
چو گل هر دم به بويت جامه در تن ، کنم چاک از گريبان تا به دامن تنت را ديد گل گويي که در باغ ، چو مستان جامه را بدريد بر تن من از دست غمت مشکل برم جان ، ولي دل را تو آسان بردي از من به قول دشمنان برگشتي از دوست ، نگردد هيچ کس دوست دشمن تنت در جامه چون در جام باده ، دلت در سينه چون در سيم آهن ببار اي شمع اشک از چشم خونين ، که شد سوز دلت بر خلق روشن مکن کز سينه ام آه جگرسوز ، برآيد همچو دود از راه روزن دلم را مشکن و در پا مينداز ، که دارد در سر زلف تو مسکن
چو دل در زلف تو بسته ست حافظ
،
بدين سان کار او در پا ميفکن
تعبیر:
به نیروی اراده و عزم راسخ خود تکیه کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. راه رسیدن به مقصود دشوار و سخت است اما غیر ممکن نیست. اگر آینده نگری و عقل خود را به کار بگیری موفق خواهی شد.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 236
اگر آن طاير قدسي ز درم بازآيد ، عمر بگذشته به پيرانه سرم بازآيد دارم اميد بر اين اشک چو باران که دگر ، برق دولت که برفت از نظرم بازآيد آن که تاج سر من خاک کف پايش بود ، از خدا مي طلبم تا به سرم بازآيد خواهم اندر عقبش رفت به ياران عزيز ، شخصم ار بازنيايد خبرم بازآيد گر نثار قدم يار گرامي نکنم ، گوهر جان به چه کار دگرم بازآيد کوس نودولتي از بام سعادت بزنم ، گر ببينم که مه نوسفرم بازآيد مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح ، ور نه گر بشنود آه سحرم بازآيد
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
،
همتي تا به سلامت ز درم بازآيد
تعبیر:
آنچه را که از دست داده ای به زودی به دست خواهی آورد. دنیا دوباره به کام تو می گردد. در هر کاری اعتدال و میانه روی را رعایت کن. از افراط و تفریط بپرهیز.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 199
واعظان کاين جلوه در محراب و منبر مي کنند ، چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند مشکلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس ، توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي کنند گوييا باور نمي دارند روز داوري ، کاين همه قلب و دغل در کار داور مي کنند يا رب اين نودولتان را با خر خودشان نشان ، کاين همه ناز از غلام ترک و استر مي کنند اي گداي خانقه برجه که در دير مغان ، مي دهند آبي که دل ها را توانگر مي کنند حسن بي پايان او چندان که عاشق مي کشد ، زمره ديگر به عشق از غيب سر بر مي کنند بر در ميخانه عشق اي ملک تسبيح گوي ، کاندر آن جا طينت آدم مخمر مي کنند
صبحدم از عرش مي آمد خروشي عقل گفت
،
قدسيان گويي که شعر حافظ از بر مي کنند
تعبیر:
دروغ و فریب، عاقبت انسان را رسوا می کند. صفا و صداقت در کارها باعث پیشرفت انسان می شود. مراقب وسوسه ی دشمنان نابکار باش. هوا و هوس را از خود دور کن که تو را به کجراهه می کشاند.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 149
دلم جز مهر مه رويان طريقي بر نمي گيرد ، ز هر در مي دهم پندش وليکن در نمي گيرد خدا را اي نصيحتگو حديث ساغر و مي گو ، که نقشي در خيال ما از اين خوشتر نمي گيرد بيا اي ساقي گلرخ بياور باده رنگين ، که فکري در درون ما از اين بهتر نمي گيرد صراحي مي کشم پنهان و مردم دفتر انگارند ، عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمي گيرد من اين دلق مرقع را بخواهم سوختن روزي ، که پير مي فروشانش به جامي بر نمي گيرد از آن رو هست ياران را صفاها با مي لعلش ، که غير از راستي نقشي در آن جوهر نمي گيرد سر و چشمي چنين دلکش تو گويي چشم از او بردوز ، برو کاين وعظ بي معني مرا در سر نمي گيرد نصيحتگوي رندان را که با حکم قضا جنگ است ، دلش بس تنگ مي بينم مگر ساغر نمي گيرد ميان گريه مي خندم که چون شمع اندر اين مجلس ، زبان آتشينم هست ليکن در نمي گيرد چه خوش صيد دلم کردي بنازم چشم مستت را ، که کس مرغان وحشي را از اين خوشتر نمي گيرد سخن در احتياج ما و استغناي معشوق است ، چه سود افسونگري اي دل که در دلبر نمي گيرد من آن آيينه را روزي به دست آرم سکندروار ، اگر مي گيرد اين آتش زماني ور نمي گيرد خدا را رحمي اي منعم که درويش سر کويت ، دري ديگر نمي داند رهي ديگر نمي گيرد
بدين شعر تر شيرين ز شاهنشه عجب دارم
،
که سر تا پاي حافظ را چرا در زر نمي گيرد
تعبیر:
ریا و دروغ را رها کن تا اعتماد مردم را جلب کنی. صداقت و درستی را پیشه ی خود ساز تا بهتر به هدف خود دست یابی. دوستان و ناصحان خیراندیش را از خود نرنجان زیرا در هر کار به کمک فکری دیگران احتیاج پیدا می کنی.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 433
اي که بر ماه از خط مشکين نقاب انداختي ، لطف کردي سايه اي بر آفتاب انداختي تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت ، حاليا نيرنگ نقشي خوش بر آب انداختي گوي خوبي بردي از خوبان خلخ شاد باش ، جام کيخسرو طلب کافراسياب انداختي هر کسي با شمع رخسارت به وجهي عشق باخت ، زان ميان پروانه را در اضطراب انداختي گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما ، سايه دولت بر اين کنج خراب انداختي زينهار از آب آن عارض که شيران را از آن ، تشنه لب کردي و گردان را در آب انداختي خواب بيداران ببستي وان گه از نقش خيال ، تهمتي بر شب روان خيل خواب انداختي پرده از رخ برفکندي يک نظر در جلوه گاه ، و از حيا حور و پري را در حجاب انداختي باده نوش از جام عالم بين که بر اورنگ جم ، شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختي از فريب نرگس مخمور و لعل مي پرست ، حافظ خلوت نشين را در شراب انداختي و از براي صيد دل در گردنم زنجير زلف ، چون کمند خسرو مالک رقاب انداختي داور دارا شکوه اي آن که تاج آفتاب ، از سر تعظيم بر خاک جناب انداختي
نصره الدين شاه يحيي آن که خصم ملک را
،
از دم شمشير چون آتش در آب انداختي
تعبیر:
به زودی به آرزوی خود می رسی و سعادت و نیکبختی بر زندگی ات سایه خواهد افکند و این حاصل رنج و زحمتی است که تحمل کرده ای. قدر لحظات زندگی را بدان و شکر خداوند را به جای آور.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 383
چندان که گفتم غم با طبيبان ، درمان نکردند مسکين غريبان آن گل که هر دم در دست باديست ، گو شرم بادش از عندليبان يا رب امان ده تا بازبيند ، چشم محبان روي حبيبان درج محبت بر مهر خود نيست ، يا رب مبادا کام رقيبان اي منعم آخر بر خوان جودت ، تا چند باشيم از بي نصيبان
حافظ نگشتي شيداي گيتي
،
گر مي شنيدي پند اديبان
تعبیر:
نا امید و مأیوس نباش. در مورد کار خود بیشتر فکر کن تا نقاط ضعف را برطرف کنی. قسمتی از این سختی ها به خاطر بی فکری های خود و اطرافیانت است. با کسانی که تجربه ی بیشتری دارند مشورت کن تا راه درست را بشناسی.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 368
خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم ، به ره دوست نشينيم و مرادي طلبيم زاد راه حرم وصل نداريم مگر ، به گدايي ز در ميکده زادي طلبيم اشک آلوده ما گر چه روان است ولي ، به رسالت سوي او پاک نهادي طلبيم لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام ، اگر از جور غم عشق تو دادي طلبيم نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد ، مگر از مردمک ديده مدادي طلبيم عشوه اي از لب شيرين تو دل خواست به جان ، به شکرخنده لبت گفت مزادي طلبيم تا بود نسخه عطري دل سودازده را ، از خط غاليه ساي تو سوادي طلبيم چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد ، ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم
بر در مدرسه تا چند نشيني حافظ
،
خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم
تعبیر:
همه ی سختی ها و مشکلات بر طرف می شود، به شرط آنکه به تلاش خود ادامه بدهی. در زندگی تو گشادگی و سعادت پدید می آید و گرفتاری ها از بین خواهد رفت.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 153
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد ، به دست مرحمت يارم در اميدواران زد چو پيش صبح روشن شد که حال مهر گردون چيست ، برآمد خنده خوش بر غرور کامگاران زد نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست ، گره بگشود از ابرو و بر دل هاي ياران زد من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست ، که چشم باده پيمايش صلا بر هوشياران زد کدام آهن دلش آموخت اين آيين عياري ، کز اول چون برون آمد ره شب زنده داران زد خيال شهسواري پخت و شد ناگه دل مسکين ، خداوندا نگه دارش که بر قلب سواران زد در آب و رنگ رخسارش چه جان داديم و خون خورديم ، چو نقشش دست داد اول رقم بر جان سپاران زد منش با خرقه پشمين کجا اندر کمند آرم ، زره مويي که مژگانش ره خنجرگزاران زد شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دين منصور ، که جود بي دريغش خنده بر ابر بهاران زد از آن ساعت که جام مي به دست او مشرف شد ، زمانه ساغر شادي به ياد ميگساران زد ز شمشير سرافشانش ظفر آن روز بدرخشيد ، که چون خورشيد انجم سوز تنها بر هزاران زد دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق اي دل ، که چرخ اين سکه دولت به دور روزگاران زد
نظر بر قرعه توفيق و يمن دولت شاه است
،
بده کام دل حافظ که فال بختياران زد
تعبیر:
بخت و اقبال مساعدی خواهی داشت. شاهد پیروزی را به زودی در بر خواهی گرفت. راهی را که در پیش گرفته ای ادامه بده. با توکل به خداوند موفق خواهی شد.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 352
روزگاري شد که در ميخانه خدمت مي کنم ، در لباس فقر کار اهل دولت مي کنم تا کي اندر دام وصل آرم تذروي خوش خرام ، در کمينم و انتظار وقت فرصت مي کنم واعظ ما بوي حق نشنيد بشنو کاين سخن ، در حضورش نيز مي گويم نه غيبت مي کنم با صبا افتان و خيزان مي روم تا کوي دوست ، و از رفيقان ره استمداد همت مي کنم خاک کويت زحمت ما برنتابد بيش از اين ، لطف ها کردي بتا تخفيف زحمت مي کنم زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست ، ياد دار اي دل که چندينت نصيحت مي کنم ديده بدبين بپوشان اي کريم عيب پوش ، زين دليري ها که من در کنج خلوت مي کنم
حافظم در مجلسي دردي کشم در محفلي
،
بنگر اين شوخي که چون با خلق صنعت مي کنم
تعبیر:
مراقب اطرافیان خود باش تا گمراه نشوی. در هر کاری که شروع می کنی با عقل و اندیشه عمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. دوستان خود را بشناس تا بتوانی به موقع از آنها استمداد جویی.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 404
مي فکن بر صف رندان نظري بهتر از اين ، بر در ميکده مي کن گذري بهتر از اين در حق من لبت اين لطف که مي فرمايد ، سخت خوب است وليکن قدري بهتر از اين آن که فکرش گره از کار جهان بگشايد ، گو در اين کار بفرما نظري بهتر از اين ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق ، برو اي خواجه عاقل هنري بهتر از اين دل بدان رود گرامي چه کنم گر ندهم ، مادر دهر ندارد پسري بهتر از اين من چو گويم که قدح نوش و لب ساقي بوس ، بشنو از من که نگويد دگري بهتر از اين
کلک حافظ شکرين ميوه نباتيست به چين
،
که در اين باغ نبيني ثمري بهتر از اين
تعبیر:
اگر تلاش بیشتری داشته باشی حتماً به آرزوی خود می رسی. با دوستان با تجربه مشورت کن تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری. در امر زندگی با دقت نظر بیشتری بپرداز و همه ی جوانب را بسنج.
فال حافظ روزانه شنبه 14 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 421
در سراي مغان رفته بود و آب زده ، نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ، ولي ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده ، عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز ، شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ، ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زده ز شور و عربده شاهدان شيرين کار ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روي خندان گفت ، که اي خمارکش مفلس شراب زده که اين کند که تو کردي به ضعف همت و راي ، ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ، که خفته اي تو در آغوش بخت خواب زده بيا به ميکده حافظ که بر تو عرضه کنم ، هزار صف ز دعاهاي مستجاب زده فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است ، بيا ببين ملکش دست در رکاب زده
خرد که ملهم غيب است بهر کسب شرف
،
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.